فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
294
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
زبان ، آن را خواندهاند كه بعضى از ابيات آن تقريبا جزو زبان انگليسى است . راجع به زندگانى عمر خيام اطلاعات زيادى در دست نيست . مىدانيم كه شاعر در نيشابور مىزيسته و به آموختن كليهء رشتههاى علوم بخصوص نجوم ، كه در آن مقام برجستهاى پيدا كرد ، سرگرم بوده است . هنگامى كه تصميم به اصلاح تقويم گرفتند عمر يكى از كسانى بود كه براى اين كار برگزيده شد . يكى از دلايل عدم محبوبيت او در كشور خود ، يعنى ايران ، بىپروايى او در پيشبينى محل وفاتش بود « 1 » . چه در قرآن ذكر شده كه هيچكس نمىداند در كجا چشم از جهان فرو خواهد بست . در بين دريانوردان نيز مثلى نظير آن متداول است آنها مىگويند : « كسى كه با دريا سروكار دارد نمىتواند بگويد در كجا دفن خواهد شد » . در تذكرههاى قديمى مندرج است كه سلطان الحكما يعنى عمر خيام در سال 517 هجرى ( 1123 ميلادى ) در نيشابور از دنيا رفت . وى در علوم بىرقيب و سرآمد عصر خود بود . آرامگاه او در چهار كيلومتر و نيمى نيشابور ، در درهاى كه مورد علاقهاش بود و در آن مىزيست ، قرار دارد . ولى آرامگاه او مانند آرامگاه حافظ و سعدى در شيراز ، مورد ستايش و احترام نيست . « در سنهء ست و خمس مائه به شهر بلخ در كوى بردهفروشان در سراى امير ابو سعيد جره خواجه امام عمر خيام و خواجه امام مظفر اسفرازى نزول كرده بودند و من بدان خدمت پيوسته بودم . در ميان مجلس عشرت از حجة الحق عمر شنيدم كه او گفت : « گور من در موضعى باشد كه هر بهارى شمال بر من گل افشان مىكند » . مرا اين سخن مستحيل نمود و دانستم كه چنويى گزاف نگويد . چون در سنهء ثلاثين به نيشابور رسيدم چند سال بود تا آن بزرگ روى در نقاب خاك كشيده بود و عالم سفلا از او يتيم مانده و او را بر من حق استادى بود . آدينهاى به زيارت او رفتم و يكى را با خود ببردم كه خاك او به من نمايد . مرا به گورستان حيره بيرون آورد و بر دست چپ گشتم . در پايين ديوار باغى خاك او را ديدم نهاده و درختان امرود و زردآلو سر از آن باغ بيرون كرده و چندان برگ و شكوفه بر خاك او ريخته بود كه خاك او در زير گل پنهان شده بود و مرا ياد آن حكايت كه به شهر بلخ از او شنيده بودم . گريه بر من افتاد كه در بسيط عالم و اقطار ربع مسكون او را
--> ( 1 ) . اشاره به داستان معروفى است كه نظامى عروضى سمرقندى در كتاب چهار مقاله از خيام نقل مىكند اما پيشگويى خيام دربارهء محل به خاك سپردنش هرگز از دلايل عدم محبوبيت او نبوده است .